|
حقوق بشر در جهان معاصر دفتر يكم درآمدي بر مباحث نظري: مفاهيم، مباني، قلمرو ومنابع چاپ دوم: با تجديد نظر و اضافات، 1388. ==========
اين دفتر چهار بحث اصلي مفاهيم، مباني، قلمرو و منابع را مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد. در بخش اول اين دفتر سعي بر آن شده كه آنچه به نظر، مفاهيم كليدي در عرصة حقوق بشر معاصر هستند، به صورت تحليل مفهومي بيان شود. تحليل انتقادي مفهوم حق از ديدگاه هوفلد، در كنار بررسي نظريه اراده و منفعت مورد بحث قرار خواهد گرفت. همچنين مفهوم تعهد، مفهوم آزادي در هر دو جلـوة آن به عنـوان مفاهيمي مؤثر براي درك مفهـوم حق، تحليل و ارزيابي خواهـد شد. در كنار اين تحليلِ صرفاً مفهومي، بيان محتواي حقها و اشاره به سير تحول تاريخي آنها نيز مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم كليدي ديگري كه در بخش اول به آن اشاره شده، مفهوم عدالت و جلوههاي گوناگون آن است. به منظور درك صحيح و دقيق اين مفهوم ـ مفهومي كه درك همة ابعاد آن در عرصة حقوق بشري داراي اهميت فراواني است ـ تحليل مفهوم برابري در هر دو جلوة شكلي و ماهوي آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. در اين تحليل، پنج مفهوم عدالت كه در ادبيات معاصر مورد اشاره قرار گرفتهاند، يعني عدالت توزيعي، عدالت اجتماعي، عدالت طبيعي، عدالت مكافاتي و عدالت حقوقي تحليل مفهومي خواهند شد. بخش دوم اين دفتر مباني توجيهي ـ اخلاقي حقوق بشر معاصر را مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد. در اين راستا ابتدا نظريات فلسفي موافق كه از آنها به عنوان موافقان مبناساز ياد شده، و نيز نظريات حقوق طبيعي از سيسرو تا لان فولر در دورة معاصر مورد بررسي قرار گرفتهاند. همچنين در همين بخش، تفسيري قراردادمدارانه از كانت بيان شده و جان راولز به عنوان فيلسوفي قراردادگرا در سنّت جديد كانتي مورد توجه ويژه قرار گرفته است. آنگاه پس از بحث از موافقان مبناساز، نظرياتي كه از آن به عنوان رقيبان ناهمدل ياد شده، مورد تجزيه و تحليل اجمالي قرار گرفتهاند. سودانگاران، ماركسيستها، ذهنيتگرايان هيومي، پستمدرنها و بالاخره محافظهكاران هركدام به گونهاي نظرياتي در رقابت و يا حتي مخالفت با حقوق بشر معاصر ارائه دادهاند. بحث مهم مباني اخلاقي ـ توجيهي حمايت مداخلهگرايانه از حقوق بشر در همين بخش مورد بررسي قرار گرفته است. پرواضح است كه بهرهمندي از حقوق بنيادين انساني و مباني توجيهي آن مسألهاي است متفاوت از حمايت مداخلهگرايانه در برابر نقض حقوق بنيادين ديگران و بالطبع مباني متفاوتي را ميطلبد. اين بحث از نظر جان راولز به عنوان نظريهپرداز معاصري كه به گونهاي به توجيه اين مسأله پرداخته و در واقع رويكرد فلسفي در اين زمينه ارائه داده مورد بررسي نقادانه قرار گرفته است. مسأله مداخله حمايتگرايانه از نظر اخلاق كانتي، اخلاق سودانگار، اخلاق فضيلتمدار و رويكردهاي پستمدرن در اين بخش مورد بررسي قرار گرفته است. اگرچه مسأله مهم قلمرو حقها بخش مستقلي را ميطلبيد، ليكن از آنجا كه بطور اجمالي به آن اشاره شده، به عنوان فصل تكميلي در همين بخش مورد بررسي قرار گرفته است. بحث از نسبيت فرهنگي و يا جهانشمولي حقوق بشر و همچنين مسأله مهم تزاحم و يا تعارض حقها در اين فصل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در نهايت ايده جهانشمولي حقها در مقابل مطلقانگاري آنها ارائه شده است. بخش سوم اين دفتر كه بيشتر رنگ و بوي حقوقي دارد تا فلسفي، به بررسي منابع حقوق بشر معاصر ميپردازد. در بحث منابع، منابع بينالمللي حقوق بشر و منابع داخلي در فصول جداگانهاي مورد بررسي قرار گرفتهاند. در اين بخش منابع بينالمللي حقوق بشر اعم از معاهدات، عرف، اصول كلي حقوقي و حتي تصميمات قضايي، فضايي متفاوت از منابع متفاوت حقوق بينالملل دارند. در بخش منابع داخلي بر اين نكته تأكيد شده است كه سياست قوانين اساسي واقعي كه مهمترين منبع حقوق داخلي كشورها است در حقيقت تضمين حقوق بنيادين انساني است، گرچه ساير منابع حقوق داخلي همچون قوانين عادي، آييننامههاي دولتي، عرف و رويههاي قضايي و نقش آنها در تضمين و يا نقض حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است.
بازگشت به انتشارات
بازگشت به خانه |